إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 82
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
خرگور ص 230 عم دختر ص 274 مرا بر نشستن ص 315 دژخيم بچه ص 330 تا مردم رسيدن ص 359 از بند برخاستن آن 379 گوسفند گله ص 463 خرگوران ص 530 پارسا دختران 560 باغبان بچه 562 ، 564 ، 566 ، 567 درويش بچه 567 ضعفها و نارسائيها - در شيوهء نگارش كتاب با همهء بلندى پايه نثر گاهى به كاستيهايى نيز روبرو مىگرديم و البته اين كاستيها ، تا حدى ارزش كتاب را پائين مىآورد . داستانها هرچند فضاى آن بر خلاف مرزباننامه و كليله شهرهاى اسلامى است و نيز از بسيارى از خيالبافيهاى كتابهاى ديگر بدور است ، شباهت زيادى با داستانهاى هزار و يك شب دارد و بيشتر ماجراهاى آن زشت يا زيبا ، از امور مبتلى به فرهنگى سرزمينهاى شرقى و قلمرو خلافت اسلامى است . منتهى قدرت داستانپردازى مصنف تا حدود زيادى كمتر از توان نصر الله بن محمد ، ظهيرى و ديگران است . گاهى در پرداختن بعضى از داستانها انگيزهء خاصى در كار نيست هرچند داستانهاى تمثيلى بيشتر متكى به انگيزه و سببى خاص ، نظير تأييد گفتهها يا اثبات اقوال شخصيتهاى داستانى ، استشهاد ، نظيرهآورى و امورى از اين قبيل است . « . . . صفاء ذهن تأمل كردن نفس است در لوازم مقدمات . سهولت تعليم تيزى فهمست در ادراك امور نظرى . حكايت : آوردهاند كى وقتى بازرگانى بوذ كى اثقال احمال او جرم زمين را گرانبار كرده بود . . . » ص 485 و در پارهاى اوقات نيز استفاده لازم از برخى داستانها عايد نمىگردد و خواننده در يافتن غرض يا موضوع ، سردرگم مىشود و با خويش به گفتگو مىنشيند تا جواب چراهاى ذهنى خود را بيابد . منباب مثال سى و سه صفحه از كتاب مربوط به داستان سعيد بازرگان با پسر وزير و على جوانمرد است درحاليكه شرح آن ماجرى نياز به بيش از پنج شش صفحه ندارد . در داستانپردازى هركس يا هرچيز كه بگونهاى در دورنماى داستان پديد مىآيد بايد در سير داستان سهمى داشته باشد و در غير اين صورت ، نسبت به گنجايش خود به داستانپردازى لطمه مىزند و متأسفانه چنين زمينههائى در كتاب بفراوانى ديده مىشود . مثلا با طول و تفصيل از بازرگانى سخن مىگويد اما اين بازرگان هيچ